تبليغاتX
سوم شعبان
جوك و لطيفه هاي بامزه

صفحه ویژه لطیفه ها را اینجاببینید

سلام دوستان لطيفه هاي كه  انتخاب شده سعي  اين بوده خداي ناخواسته

 به هيچ قوم و نژادي در سرزمين عزيزمون ايران اسائه ادب نشود . و دوست

دارم لبخندزیبایی بر چهره مهربانتان نقش بسته باشد هر چند به قول شاعر:

                  میان سبزه زاران چمن من آن گل زردم

                                که می خندم به صد شادی ولی آلوده ی دردم

(گذاشتن ......  در لطیفه ها برای همین هدف می باشد)

صفجه لطیفه های این وبلاگ (آپدیت ) میشود .بنابر این بازهم سر بزنید

اگه لطیفه یا جوک بامزه ای داشتین لطفا در بخش نظرات یا ایمیل ارسال کنید.

اf.vasel@gmail.com

شرایط لطیفه ها ی قابل درج در وبلاگ بنده:

۱- حتی الامکان کلمات زشت در آنها بکار نرود( بهداشتی و پاستورسزه بالا غیرتا)

۲- به قومیت های باصفای ایرانی اهانت نشود(خواهشا)

  اما لطیفه ها 

نصرالدین در تابوت

در یک تشییع جنازه یه نفر از ملا نصر الدین میپرسه:ملا ! اگه جلوی تابوت مشایعت کنی خوبه یا عقب تابوت؟!!

نصر الدین میگه : مهم نیست جلو باشی یا عقب تابوت مهم اینه که داخـــل تابوت نباشی!!!!!!

فضولات مفتی

یک ..... از راننده تخلیه چاه فاضلاب میپرسه: فلانی راست میگین این کثافت های چاههای توالت مردم را  را به مزارع میفروشی؟ یارو راننده میگه آره البته به همه میفروشم ولی به تو میدم مفتی زود زنبیلت را بردار بیار ببر!!!

الاغ با شعور

..... با دو نفر ديگه سوار تاكسي بوده بعد از مدتي يكي پياده ميشه و درو محكم ميبنده ... راننده ميگه : الاغ بي شعور ... يه كمي جلوتر يه نفر ديگه پياده ميشه و باز در و محكم ميبنده و بازم راننده ميگه : الاغ بي شعور ... خلاصه نوبت به ........ميرسه و اون هم با دقت در و آهسته ميبنده ميبينه راننده داره نگاش ميكنه به راننده ميگه : چيه ... الاغ باشعور نديدي

 

تمساح

به ...... عكس تمساح نشون ميدن بهش ميگن شما به اين چي ميگين؟ ميگه: ما گو ميخوريم به اين چيزي بگيم

 

دريايي از ماست

 

... نشسته بود قاشق قاشق ماست توي دريا ميريخت.يه ... رد ميشه مپرسه چيكار ميكني ؟ميگه دارم دوغ درست ميكنم. ... ميگه خاك بر سرتونخوب همين كارا را ميكنيد كه همه ميگن شما خرين.آخه اين همه دوغ رو كي ميخوره؟

 

آزمايش ديوانه ها
در تيمارستاني ميخواستند ديوونه ها رو امتحان كنند, زير چراغي يك ميز گذاشتند و روي آن مقدار زيادي روغن ريختند و ازشون خواستند يكي يكي بروند روي ميز و چراغ رو عوض كنند ديوونه ها يكي يكي بالا رفتند و خوردند زمين. يكي از ديوونه ها كاغذي گذاشت روي ميز و لامپ رو براحتي عوض كرد, همه برايش كف زدند و علت كارش را پرسيدند گفت : والله قدم نمي رسيد كاغذ رو گذاشتم زير پام تا قدم بلندتر شود

خط وسط قرص
از..... مي پرسن: چرا وسط قرص ها خط تيره گذاشتن؟..... ميگه: واسه اينکه اگه با آب پايين نرفت، با پيچ گوشتي سفتش کنند

خواب نما
ديشب خوابتو ديدم با يه لباس نارنجي خوش‌رنگ اومده بودي در خونمون،هرچي ازت خواهش کردم بياي بالا نيومدي و فقط با عصبانيت گفتي :آشغالاتو بيار پايين ديرم شده

تشكر از هواشناسي
.... زنگ ميزنه اداره هواشناسي ميگه آقا دستتون درد نكنه امروز هوا خيلي خوب بود.

بانك شما
... مي ره بانک سپه ميگه: چهار تا تراول بانک تجارت بده! يارو ميگه: داداش اينجا كه بانک تجارت نیست  . تراول بانک تجارت ميخواي- ...شاكي ميشه، ميگه: پس چي ميگن بانک ملت بانک شما؟!

تيم ملي خرها
.... میره دکتر و میگه: آقای دکتر کمکم کن! من هر شب خواب می بینم که دارم توی تیم ملی خرها بازی می کنم! دکتره بعد از معاینه بهش میگه: این قرصها رو از همین امشب بخور تا راحت بشی......میگه: نمیشه از فردا بخورم...؟ دکتره میپرسه آخه چرا؟! ...میگه:  آخه امشب مسابقه فیناله

دشنام عجيب
یکی با ... دعواش میشه. بعد از کلی بحث طرف به ترکه میگه: گیر عجب خری افتادیما..... هم جواب میده: خودت گیر عجب خری افتادیما !

برق دزدي اتوماتيك
دو تا .... با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ......... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق دزدیدن

سفر به خورشيد
....ها سفينه مي سازن برن خورشيد. بهشون ميگن چقدر خرين ذوب ميشين.
ميگن فكر اونجاشم كرديم، اگه طبق برنامه بريم شب ميرسيم.

علامت ات
به يه ..... میگن علامت @ چيه ميگه : اي دورت بگردم!

شطرنج باز باهوش
....با خره شطرنج بازی میکرده دوستاش میان میگن :عجب خر باهوشی! میگه نه بابا چی میگین یک یک مساوی هستیم!!

خويشاوندي باخران
يك روز ملانصرالدين خرش را به سختي مي زد و رهگذري از آنجا مي گذشت و پرسيد كه چرا مي زني گفت ببخشيد اگر مي دانستم كه با شما خويشاوندي دارد اين كارو نميكردم!

سيگار كشيدن در پمپ بنزين
مامور پمپ بنزین :آهای مردتیکه چرا داری تو پمپ بنزین سیگار میکشی ... !
.... : برو بابا - من جلو بابامم سیگار میکشم !

عزاداري طولانی
يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه‌زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته ... تو كوچه بن بست گير كرده!

غواصي در بم
زلزله بم كه مياد .. با لوازم قواصي ميره بم. ازش ميپرسن چرا اينجوري ميري ميگه ميخوام عمق فاجعه رو پيدا كنم!

كره خر جوون
یه نفر به یه ... میگه کره خر. ... تعجب میکنه و با خودش میگه: عجب! یعنی اینقدر جوون موندم؟

اين يكي جوك يك كمي چيزه ببخشيد!!!!!!
خبرنگار از يك دختر خانم جوان كه مانتوي كوتاه پوشيده بود مي پرسه : خانم چرا شما مانتوي كوتاه پوشيدين
دختر خانم ميگه:براي اينكه ميخواهيم پسرها سر به زير بشن آخه توي اين دور و زمونه  پسر‌‌ ها خيلي سر به هواشدن.

خر بگیری

زمون قدیم داروغه ها  برای جمع آوری خراج و مالیات حاکم الاغ ها را می گرفتند . یک روز  زمان خر بگیری

ملا نصر الدین با عجله و شتابان وارد خونه ای شد .صاحبخونه گفت :چی شده؟ ملا گفت : بیرون دارن خر میگیرن

 صاحبخونه گفت: خر میگیرن چه ربطی به تو داره؟ ملا گفت : مامورین آنچنان عجله داشتن که میترسیدم  اشتباها مرابه جای خر بگیرن.

+ نوشته شده توسط fww در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 16:0 |